جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

142

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

و حال آنكه رشته‌هاى اصلى داخلى كه بلندترند جلگهء اترك را در سمت جنوب محصور مىسازند و به ترتيب آلاداغ و بينالودكوه ناميده ميشوند . جلگهء مرتفع كه بين اين دو حصار متوازى پنهان شده است به‌طور متوسط 4000 پا ارتفاع دارد و با قله‌هائى مسلط شده‌اند كه ارتفاع آنها از 8000 تا 11000 پا است و ميگويند فقط در خراسان 16 قله است كه مصداق اين تعريف مىباشد كه هيچ نقطهء عالم از سطح خارجى اين كوه بيشتر بىحاصل و باير نيست عارى از هرگونه علف و سبزى است ، ولى در گوشه و كنار آن درختان عرعر هست كه از آب چشمه‌ها سيراب مىشود و در دامنهء شيب‌ها مشت خاكى نيست و تخته - سنگهاى تيره‌گون آشكارا و صادقانه ماجراى كهن طبقات الارضى اين حدود را باز - ميگويند و به همين مناسبت حالت سخت و وحشيانه اين ارتفاعات بوده است كه تا ده سال پيش كمينگاه غارتگران و جانىها بشمار ميرفته است و تركمنهاى راهزن چون شعلهء آتش از آن گردنه‌هاى تيره‌فام سرازير و با تفنگ و شمشير در دست بر دهكده‌ها و گله‌داران كه امكان نجات از نهيب غارتگران آنها نداشتند شبيخون ميزدند . خط آهنى كه خيال ساختن داشته‌اند - ميگويند هنگاميكه روسها ساختمان جادهء عشق‌آباد به قوچان را شروع كرده بودند در نظر داشتند خطآهنى هم در اين جاده قرار دهند - راه‌آهن يا ترامواى بخارى - كه وسيلهء تسهيل ارتباط ايشان با مشهد شده باشد ، ولى چنان كه يك مهندس انگليسى كه آن ناحيه را بازديد كرده به اينجانب مىگفته است اين قول مورد نداشته است ، زيراكه پيچ‌وخم راه طورى است كه در شرايط فعلى هيچ نوع خطآهنى از آنجا قابل گذر نيست و همين وضع در جاهاى ديگر اين جاده در قسمت بين باجگيران و قوچان ديده مىشود . كشيدن خطآهن بين قوچان و مشهد آسان است چون زمينى هموار دارد ، ولى اين كارى بىثمر خواهد بود و چنان كه بعدا بيان خواهم كرد اگر بخواهند مشهد را با سيستم راه‌آهن روس مربوط سازند بهتر اين است كه اين كار از طرف ديگر بشود .